تبليغاتX
فراموش خانه

فراموش خانه

وبلاگ شخصی سید محمد مهدی دزفولی

خ د ا

زندگی تمام میشود.چشمانت را میبندی و به خوابی ابدی فرو میروی...

مفهوم زندگی و مرگ فقط همین است...

با خدا و بی خدا...

پ.ن:خ د ا !!!

                                                                               

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 21:0  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

عاشقانه!!!

                             پناه بر خدا!به من نگویید عاشقانه نداری... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 18:30  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

اصول!!!

دو اصل را قبول دارم:

۱-زندگی و لحظات سریع سپری می شوند و در پس این تحولات سریع اتفاقات هم خیلی سریع رخ میدهند دوستان و دشمنان جایشان عوض میشود و انگار نه انگار! آب هم ازآب تکان نمی خورد...

۲-باید به حال فکر کنی تا هم حال درست شود و هم آینده.اگر به گذشته فکر کنی مطمئن هستم عقب خواهی ماند...

راستی این گذر زمان چقدر کم حافظه هم میکند...

این دو اصل برای من اصول کلی هستند...

پ.ن۱:انقدر این روزها از دیگران خسته ام و جای دوست و دشمن عوض شده و انسانها سریع رنگ عوض می کنند که اینها را مینویسم...

پ.ن۲:آدمها اسبن... نه راستی نیستن چون اسب نجابت داره اما آدما همونم ندارن...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 16:16  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

خستگی...

وقتی زیاد فکر می کنی همه چیز پیچیده میشود و حالت از همه چیز بهم میخورد... من الآن دقیقا این طوریم...

پ.ن۱:تف به این زندگیه سگی که همه چیز را برایت سخت می کند و دوست داری زار زار از دستش گریه کنی...

پ.ن۲:نوشتن آرام میکند روحم را...

                      سخت میگذرد ... خیلی بیشتر از آنچه که فکرش را بکنی...

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:36  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

کرایه تاکسی

آقای مسافر:قربان کرایه من چقدر میشه؟

آقای راننده: قابلی نداره!۴۰۰ تومن

آقای مسافر:خدمت شما...

آقای راننده: این پولارو پیدا می کنید؟عوضش کن گوشه نداره و پاره پورست...

آقای مسافر:منم از یکی مثل تو گرفتم دیگه مرد حسابی...          پ.ن ۱: بر بر نگاه می کنی که آقای متشخص مسافر با جناب راننده دعوای لفظی می نمایند...

پ.ن ۲: از گرفتن انواع پولهای پاره به شدت معذوریم!!! احترامت دست خودت باشه دیگه!!!

پ.ن ۳:مهر بروزیم به یکدیگر... چقدر آشناست این جمله!ماله کی بود؟

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:9  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

بدون عنوان و نقطه

      سخت است که نگاه کنی ببینی دنیا اون طوری که می خوای نیست... متوجهی که؟؟؟
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 17:20  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

رویاهای کاغذی

 چقدر ساده

شب

مدادی سیاه

شعری ساده

(شهاب مقربین)

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:33  توسط سید محمد مهدی دزفولی  | 

نگاه

       دوست دارم خیره خیره به چراغ راهنمایی نگاه کنم و کم شدن اعداد زمان شمار رو ببینم
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:23  توسط سید محمد مهدی دزفولی  |