از مثلث ما نمی توانیم تا مجلس ششم!

امروز سالگرد پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران است.روزی که از حافظه ی تاریخی مردم ایران و مخصوصا با جمله ی معروف حضرت امام که آنرا تشبیه به نوشیدن جام زهر کردند پاک نخواهد شد.
سردار سرلشگر غلامعلی رشید گفت: پی گیریهای آقای هاشمی رفسنجانی با گرفتن نامه هایی از مسئولین نظامی و كشوری، باعث شد در آن مقطع مسئولان نظام به جمعبندی پذیرش قطعنامه و پایان جنگ برسند.به گزارش خبرگزاری فارس سردار سرلشكر غلامعلی رشید، از فرماندهان نامآشنای سپاه پاسداران كه پنجشنبه شب گذشته در برنامه «محرمانه» حضور یافته بود در خصوص نامه محسن رضایی فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به امام(ره) و پذیرش قطعنامه از سوی امام، با اشاره به اینكه من آن نامه را ندیدم، اما در فضای تنظیم آن قرار داشتم، گفت: بعد از فتح خرمشهر با مباحث متعددی كه به وجود میآید، امام تصمیم به ادامه جنگ گرفته و تائید میفرمایند كه جنگ باید ادامه پیدا كند، به شرطی كه متعرض مردم عراق نشویم و زمین هایی را تصرف كنیم كه مردم عراق آنجا نباشند.
وی در ادامه با اشاره به شكست نیروهای ایرانی در عملیات رمضان، والفجر مقدماتی و والفجر 1 و پیروزی در عملیات خیبر، خاطرنشان ساخت: از عملیات خیبر تا پایان جنگ، آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان فرمانده ادامه دهنده عملیات والفجر از سوی حضرت امام حكم گرفت و قرارگاه خاتم را متشكل از عناصر ارتشی و سپاهی تشكیل داد تا جنگ را در سطح عالی هدایت كند.
رشید در ادامه افزود: ما پس از عملیات مذكور به آقای هاشمی و حتی مقام معظم رهبری به عنوان رئیس جمهور وقت و رئیس شورای عالی دفاع گفتیم كه با این هزینهای كه نظام جمهوری اسلامی و دولت آقای مهندس موسوی پای جنگ هزینه میكند، قادر به پایان جنگ و یا همان هدفی كه خود آقای هاشمی به صراحت تاكید میكرد یعنی «انجام یك عملیات سرنوشت ساز و گرفتن امتیاز برای پایان جنگ» نیستیم.
فرمانده ارشد سپاه خاطرنشان ساخت: حال تفاوت شعارها هم معلوم میشود چرا كه امام میفرمود «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم»، رزمندگان میگفتند «جنگ جنگ تا پیروزی» و فرمانده عالی جنگ یعنی آقای هاشمی میگفتند «جنگ جنگ تا یك عملیات ولی یك عملیات سرنوشت ساز» و ایشان میگفتند؛ من لحظهای كه این مسئولیت را پذیرفتم این موضوع را به امام در میان گذاشتم و در ملاقات با امام افكارم را برای ایشان تشریح كردم كه امام تبسم كردند یعنی نه تائید كردند و نه رد كردند.
رشید در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینكه ما به آقای هاشمی میگفتیم كه اگر منظور شما از عملیات سرنوشتساز فتح بصره است، با این میزان از امكانات قادر به انجام این عملیات سرنوشتساز نیستیم، تصریح كرد: ما به آقای هاشمی میگفتیم كه بصره را با 100 هزار نیروی بسیجی و 150 گردان آفندی نمیتوان فتح كرد، بلكه باید 400 تا 500 هزار نفر را بسیج كرده و 400 تا 500 گردان را تشكیل دهیم و این ظرفیت در مردم و دولت ایران وجود دارد، چرا كه مردم حاضر هستند برای حفظ انقلاب و نظام، جوانان خود را به سوی جبهههای نبرد بفرستند و حتی در این میان توپ و تانك و هواپیمای خارجی هم نمیخواهیم بلكه همین میزان امكاناتی كه وزارت دفاع میتواند در اختیار ما قرار دهد، یعنی همین تفنگ و پوتین و كلاه و مهمات كفایت میكند و ما این بار نه از یك محور بلكه از 3 محور به سمت دشمن هجوم میبریم.
وی با اشاره به افزایش چشمگیر قدرت دشمن در طول سالیان جنگ تحمیلی، خاطرنشان ساخت: تعداد لشكرهای دشمن از 15 لشكر زمان حمله به 60 لشكر افزایش یافته بود و 7 لشكر زرهی و مكانیكی داشت كه نه اسرائیل، نه هند، نه آلمان، نه فرانسه هیچ كدام نداشتند و تنها ورشو و ناتو بیش از آن داشتند، در حالی كه ما 8 لشكر خود در زمان آغاز جنگ را به 10 لشكر افزایش داده بودیم و سپاه هم با 12 لشكر به كمك آمده بود. یعنی سپاه و ارتش جمعاً 22 لشكر داشتند و واقعاً توان زرهی آنها به حدی بود كه من در یكی از نوشتههایم در جزیره مجنون خطاب به محسن رضایی نوشتم كه گویی هزاران دهل زن بر دهل میكوبند. چرا كه در عرض 2 ساعت نزدیك به 2 میلیون گلوله بر سر ما میریخت و تجهیزات ارتش عراق 7 بار نو شده بود، در حالی كه تناسبی بین امكانات مورد نیاز و هدف ما نبود.
فرمانده ارشد سپاه پاسداران در ادامه سخنان خود گفت: ماجرا به سمتی پیش رفت كه دشمن در 28 فروردین سال 67 برای دومین بار به ایران آفند زد در حالی كه دشمن دو بار بیشتر علیه ما آفند نكرد، یكی ابتدای جنگ در 30 روز اول و یكی هم پایان جنگ در حالی كه ما 90 بار به این دشمن آفند كردیم كه 20 مرتبه آن درون خاك خودمان و 70 مرتبه دیگر درون خاك عراق بود. البته اجماع جهانی برای پایان جنگ هم شكل گرفته بود و قدرتهای بزرگ به صدام گفته بودند غیر از سلاح هستهای هر آنچه بخواهی به تو میدهیم ولی تو جنگ را تمام كن.
رشید در ادامه خاطرنشان ساخت: عراق با ماشین جنگی خود حمله كرد و فاو و شلمچه را گرفت كه ما اینجا به آقای هاشمی اعلام كردیم كه شما به عنوان فرمانده جنگ اختیارات كافی ندارید، لذا ما پیشنهاد میدهیم شما اختیاراتی در حد جانشین فرمانده كل قوا یعنی همان چیزی كه پیش از آن بنی صدر داشت، از امام بگیرید كه بتوانید نیازهای نیروهای مسلح را بر آورده كرده و به سپاه و ارتش دستورات قاطع بدهید كه ایشان قبول كردند و این منجر شد به حكمی با عنوان جانشین فرمانده كل قوا در خرداد 67
وی افزود: آقای هاشمی به عنوان جانشین فرمانده كل قوا به فرماندهان سپاه یعنی آقای محسن رضایی و سایر فرماندهان گفت كه من فرمانده كل قوا هستم و هر آنچه كه میخواهید برای انجام یك عملیات سرنوشت ساز، روی كاغذ بیاورید كه آقای رضایی نامهای مینویسد و در آن نامه امكانات لازم برای شكست دشمن را در آن نامه مینویسد.
فرمانده ارشد سپاه پاسداران در ادامه سخنان خود گفت: البته آقای هاشمی یك نامه از رئیس برنامه و بودجه دولت آقای میر حسین موسوی نیز دریافت میكند كه وضعیت بد اقتصاد كشور در آن نامه تشریح میشود و یك نامه از بخش فرهنگی و نامهای دیگر در مورد تحلیل سیاسی از مراكز سیاسی كشور میگیرد و با یك دسته تحلیل سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی خدمت امام میرسد كه هر 4 تحلیل میگویند ادامه جنگ با این وضع سخت است. البته نظامیان و خصوصاً فرماندهان سپاه معتقد بودیم كه آنقدر ظرفیت در درون ملت ایران و دولت حاكم وجود دارد كه ما قادریم «جنگ جنگ تا پیروزی» را تحقق بخشیم.
رشید با اشاره به طرح فرماندهان سپاه برای ادامه جنگ خاطرنشان ساخت: در طرحی كه برآورد كرده بودیم بصره را شش ماهه میگرفتیم و در شش ماه دوم میتوانستیم كركوك را فتح كرده و شش ماهه سوم اگر مقامات تصمیم بگیرند به سمت بغداد حركت كنیم ولی توان ما باید 3 یا 4 برابر شود و این توان در درون جمهوری اسلامی امكان پذیر است.
وی با بیان اینكه اما مقامات ما معتقد بودند كه ما هزینهای بیش از این نمیتوانیم صرف جنگ كنیم، خاطرنشان ساخت: بارها به ما جواب میدادند كه شما با وضع موجود باید بجنگید و ما هم میگفتیم وضع موجود برای به پیروزی رساندن در یك عملیات سرنوشت ساز كافی نیست.
فرمانده ارشد سپاه پاسداران در پایان تصریح كرد: امام خمینی(ره) پس از دیدن این 4 تحلیل به پذیرش قطعنامه اشاره مینمایند و میگویند حال كه مسئولین فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و نظامی و از جمله فرمانده كل سپاه كه یكی از معدود فرماندهانی است كه قائل به ادامه جنگ است این را میگویند؛ من قطعنامه را میپذیرم.
و اما 15 سال بعد و نامه 135 نماینده اصلاح طلب خائن مجلس ششم به رهبری نظام:
بد نيست نگاهي به نامه معروف و سياه ۱۲۷ نفر از نمايندگان مجلس ششم در سال ۸۲ به مقام معظم رهبری بیاندازید. آنها سخاوتمندانه نوشیدن جام زهر ذلت به وسیله ولی زمان و رهبر خویش را تنها راه ممکن برای وی می دانند! پیشنهاد تسلیم در برابر غرب و پذیرش تمام زیاده خواهی های آنها در قضیه انرژی هسته ای ، نمایندگان مجلس ششم از رهبری می خواهند که با نوشیدن جام زهر از هسته ای شدن کشور صرف نظر کند! جالب است که در مناظره چند شب قبل برنامه رو به فردا آقاي اطاعت به نمایندگی از سوی هم قطارانش آن نامه را جزء سندهای افتخار خود ميدانست!
انصافا نامه را بخوانيد! باز آنچه مشاهده خواهید کرد تشابه آن با بيانيههاي امروز آنهاست. واژها و عبارات ديروز و امروز آنها را با هم مقايسه كنيد و ببينيد آيا اين جماعت، حرف تازهاي براي ملت دارند؟ باور كنيد اگر تاريخ بيانيهها را حذف كنيم، هيچ چيزي عوض نميشود:
« ...آنچه ما میفهمیم این است که مسئولان حاکمیت{!!!} باید صادقانه از مردم در قبال همه قصورها و سوء تدبیرها پوزش بخواهند و البته این عذرخواهی شکست و عقبنشینی از مواضع اصولی نیست، بلکه نشانه فروتنی و بزرگواری است. تعظیم به مردم خود سبب جلوگیری از کرنش به بیگانگان میشود.
با اين حال و روز كشور، فرصت چنداني باقي نمانده است. غالب مردم ناراضي و ناميد، اكثريت نخبگان ساكت يا مهاجر، سرمايههاي مادي گريزان و نيروهاي خارجي از هر طرف كشور را احاطه كردهاند. با اين وضع براي آينده كشور دو حالت بيشتر متصور نيست. يا ديكتاتوري و استبداد كه در خوشبينانهترين حالت، فرجامي جز وابستگي و در نهايت فروپاشي يا استحاله ندارد و يا بازگشت به اصول قانون اساسي و تمكين صادقانه به قواعد دموكراتيك
.. اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد، بايد نوشيده شود و بيترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه، از سوي ملت با همان پاداشي مواجه مي شود كه امام عزيز راحل روبرو شد!...
و افرادی که همیشه در تاریخ این مملکت حضور داشته اند که به نام دلسوزی و با عنوان مثلا خدمت به مردم خیانتهای بزرگی را به آنها کرده اند... .
پ.ن:آیا نباید آنهایی که خود را به خواب زده اند و یا در خواب هستند بیدار شوند و آگاه باشند که از چه کسانی حمایت میکنند و سنگ چه کسانی را به سینه میزنند؟








