جایگاه اندیشه انتظار در مرامنامه جناح اصلاحات
چندی پیش صادق زیباکلام در مطلبی با عنوان «احمدینژاد در نیویورک» با
اشاره به نطقها و مصاحبههای مطبوعاتی احمدینژاد، گفتمان ضدامپریالیستی
او را برگرفته از آرای «کارل مارکس» دانست و او را با افرادی نظیر هوگو
چاوز و مورالس در عصر حاضر همتراز کرد و البته با این تشبیه معالفارق
خواست تا جهانبینی ضدامپریالیستی را تنها یک روند تاریخی معمول و
بیحاصل ارزیابی کند. زیباکلام در این مطلب بدون آنکه قادر باشد اندیشه
انتظار را در گفتمان احمدینژاد درک کند، جهانبینی وی را تلویحا متعلق به
مارکسیسم دانسته است. وی اگرچه به عنوان تحلیلگر مسائل سیاسی شناخته
میشود اما در نگارش مقالات خود، یک شیوه جالبی که دارد و من از مطالعه
چند مورد از آنها دستگیرم شده، دستچین کردن بخشی از واقعیت برای رسیدن به
نتیجه مطلوب خود و مکتوم گذاشتن مابقی واقعیات است ولو اينكه بخش اصل مطلب
باشد. البته او با استفاده از این شیوه ظاهرا افراد خاصی را به عنوان
مخاطب خود در نظر میگیرد چرا که افراد با ضریب هوشی متوسط هم متوجه این
نقیصه میشوند. نادیده گرفتن ظهور «منجی عدالتگستر» در مطلب اخیر آقای
زیباکلام و البته بسیاری از اصلاحطلبان، یک واقعیت غیر قابل انکار است.
شاید لازم باشد بازگردیم به چند سال عقبتر و مقطعی از دولت آقای خاتمی؛ زمانی که کشور ما در اوج سازش با سران غرب به یکی از محورهای شرارت متهم شد و تنها بهانه این اتهام، وقوع حادثه 11سپتامبر و ترس از تحقق پیشگویی نوستراداموس بود. نوستراداموس پیشگوی معروف فرانسوی است که به اعتقاد طرفدارانش وقایع مهم جهان را پیشبینی کرده است، از جمله حوادثی نظیر انقلاب فرانسه، ناپلئون بناپارت، هیتلر، جنگهای جهانی و تخریب اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی. نوستراداموس در یکی از پیشگوییهایش نسبت به وقوع یک انقلاب عظیم جهانی و پیروزی ایران خبر داده است. به دنبال احساس خطر از وقوع چنین امری بود که ترورهای خونین و بمبگذاری در اماکن متبرکه و سرکوب شیعیان توسط سردمداران قدرت و ثروت در جهان شدت یافت و سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل با تحقیقات گسترده روی موضوع حکومت جهانی حضرت مهدی موعود (عج) و علائم ظهور منجی آخرالزمان اقدام به سرکوب هرگونه حرکت مشکوکی کردند. در این تحقیقات 3 نشانه سیدیمانی، سیدخراسانی و سفیانی به عنوان علائم حتمی ظهور آخرین منجی شناخته شد. نکته قابل تامل در اینجا، اهمیت ویژه و راهبردی به این مساله از سوی دولتهایی است که در عمل اعتقادی به مساله ظهور منجی آخرالزمان نداشته و اساسا نجات و سعادت بشر را در پیروی از لیبرال سرمایهداری و فتح مراتب مادی بیشتر میدانند. حال آنکه در مرامنامه جریان اصلاحطلبی که از درون یک کشور اسلامی و معتقد به ظهور منجی آخرالزمان برخاسته است، این مساله، بسیار کمرنگ و در حاشیه قرار دارد و نهایتا در حوزه مسائل دینی مورد توجه قرار میگیرد و نه تصمیمسازیها و تصمیمگیریها و ارائه راهبردهای سیاسی، بنابر این نهتنها رویکرد این جریان در به حاشیه راندن دین در حوزه سیاست از یکسو و چنگ زدن به آن در مواقع حساس و احتمال خطرات جناحی از سوی دیگر، ماکیاولیسم دینی را که از خطرات حکومت مذهبی است باب میکند، بلکه بیتوجهی به اندیشه انتظار در مسائل سیاسی، عملا همراهی با نظام لیبرال سرمایهداری و کمک به تحقق حاکمیت آن خواهد بود که نقطه مقابل نظام اسلامی و فاقد هرگونه مشروعیتی است.
شاید لازم باشد بازگردیم به چند سال عقبتر و مقطعی از دولت آقای خاتمی؛ زمانی که کشور ما در اوج سازش با سران غرب به یکی از محورهای شرارت متهم شد و تنها بهانه این اتهام، وقوع حادثه 11سپتامبر و ترس از تحقق پیشگویی نوستراداموس بود. نوستراداموس پیشگوی معروف فرانسوی است که به اعتقاد طرفدارانش وقایع مهم جهان را پیشبینی کرده است، از جمله حوادثی نظیر انقلاب فرانسه، ناپلئون بناپارت، هیتلر، جنگهای جهانی و تخریب اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی. نوستراداموس در یکی از پیشگوییهایش نسبت به وقوع یک انقلاب عظیم جهانی و پیروزی ایران خبر داده است. به دنبال احساس خطر از وقوع چنین امری بود که ترورهای خونین و بمبگذاری در اماکن متبرکه و سرکوب شیعیان توسط سردمداران قدرت و ثروت در جهان شدت یافت و سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل با تحقیقات گسترده روی موضوع حکومت جهانی حضرت مهدی موعود (عج) و علائم ظهور منجی آخرالزمان اقدام به سرکوب هرگونه حرکت مشکوکی کردند. در این تحقیقات 3 نشانه سیدیمانی، سیدخراسانی و سفیانی به عنوان علائم حتمی ظهور آخرین منجی شناخته شد. نکته قابل تامل در اینجا، اهمیت ویژه و راهبردی به این مساله از سوی دولتهایی است که در عمل اعتقادی به مساله ظهور منجی آخرالزمان نداشته و اساسا نجات و سعادت بشر را در پیروی از لیبرال سرمایهداری و فتح مراتب مادی بیشتر میدانند. حال آنکه در مرامنامه جریان اصلاحطلبی که از درون یک کشور اسلامی و معتقد به ظهور منجی آخرالزمان برخاسته است، این مساله، بسیار کمرنگ و در حاشیه قرار دارد و نهایتا در حوزه مسائل دینی مورد توجه قرار میگیرد و نه تصمیمسازیها و تصمیمگیریها و ارائه راهبردهای سیاسی، بنابر این نهتنها رویکرد این جریان در به حاشیه راندن دین در حوزه سیاست از یکسو و چنگ زدن به آن در مواقع حساس و احتمال خطرات جناحی از سوی دیگر، ماکیاولیسم دینی را که از خطرات حکومت مذهبی است باب میکند، بلکه بیتوجهی به اندیشه انتظار در مسائل سیاسی، عملا همراهی با نظام لیبرال سرمایهداری و کمک به تحقق حاکمیت آن خواهد بود که نقطه مقابل نظام اسلامی و فاقد هرگونه مشروعیتی است.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 21:14  توسط سید محمد مهدی دزفولی
|
